Monday, February 08, 2010
هممیهن، همگی به زودی طلوع خورشید را خواهیم دید، و آن زمان است که باید خیلی سریع لباس بپوشیم، صبحونه بخوریم، راه بیفتیم بریم سر کار.
Wednesday, January 27, 2010
امروز و دیروز خرکیفم از دیدن فیلمای Jacques Tati. فردا و پسفردا هم خواهم بود. بعد نمیدونم بعد از اون دو روز دوتا فیلم بعدیش که گذشتم دانلود بشه میرسه به امتداد خرکیفیم یا اونو مخلوط میکنه با خماری. ولی چه فایده، چند سالیه که مرده و بیشتر از این چنتا دونه فیلمی نمیسازه. بعدش چیکار کنم؟
Saturday, December 26, 2009
سیر شدین گشنهها؟
Friday, December 25, 2009
بعد از چهار سال قهوهخوری حرفهای، به نظر میاد که وارد مرحله جدیدی از زندگیم شدم: اعتیار به قهوه. اولین نشونش هم این بود که چند روز پیش که دیروقت رسیدم خونه و خسته بودم، بین لذت خوردن قهوه و لذت خواب سنگین، اولی رو انتخاب کردم.
Friday, December 18, 2009
کسی هست که یه صندلی شماره 214 (14 ثابق) یا به اصطلاح خودمون صندلی لهستانی داشته باشه که اصل باشه و زیرش مهر کارخونه تونت خورده باشه؟ خیلی ممنون میشم که در صورت مثبت بودن پاسخ به من خبر بدین.
Saturday, December 12, 2009
پیشنهاد میشود:

Monday, December 07, 2009
بهم خبر دادن که باید دامینم رو جابجا کنم، چون اون شرکت احمق خارجی که دامینهام رو رجیستر کرده گفته که از چند وقت دیگه دامینهای ایرانی رو به خاطر تحریم حذف میکنه! این هم از تحریمهایی که میگفتن علیه مردم نیست و فقط حکومت رو نشونه میگیره.
Friday, December 04, 2009
همون لحظهای که فنجون قهوه رو آوردم جلوی دهنم که بخورم، ضامن پشتی صندلیم در رفت، من رو هل داد به سمت جلو و قهوه داغ پاشید تو صورتم! پینوشتِ مهمتر از پیام: نیلپر مارک مزخرفیه!
به کسایی که شعار مینویسن پیشنهاد میکنم به جای "مرگ بر" برن سمت "زنده باد" نوشتن...
Tuesday, December 01, 2009
رفته بودم تو یه سایتی، نوشته بود که برای کسب اطلاعات بیشتر با فلان شماره تماس بگیرین یا به بهمان آدرس ایمیل بزنین. ایمیل زدم. بعد از 10 روز جواب دادن که: با تشکر از ایمیل شما، لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر با اون شمارههه تماس بگیرین!
Saturday, November 28, 2009
یه مدتیه میبینم که جاهای مختلف توصیه میکنن که به شجریان رای بدین که نمیدونم تو چه مسابقهای به عنوان یکی از بهترین صداها امتیاز بیاره؛ الان هم یه ایمیل گرفته بودم که علاوه بر اون توصیه کرده بود رایهای بعدیتون رو به کسایی مثل الویس که رای زیاد میارن ندین که امتیاز نسبی شجریان بره بالا. به نظرتون کار زشتی نمیاد؟ تا حالا به این فکر کردین که اگه همه رای دهندههای دنیا بخوان به همولایتیهای خودشون رای بدن هیچوقت کسی مثل شجریان امتیاز خیلی بالایی نمیاره؟ اصلا اونوقت چرا مسابقه برای انتخاب بهترین صدا باشه؟ مسابقه بذارن برای انتخاب بزرگترین گروه رای دهنده...
Sunday, November 22, 2009
ببینین، هیچوقت نباید پشت سر مرده حرف زد و مسخرش کرد، حتی اگه "دکتر کردان" باشه.
Saturday, November 21, 2009
هروقت مسایل اجرایی یه کاری راکد بشه (مثل وضعیتی که چند سال اخیر تو اکثر کارا هست)، بلافاصله مسایل حاشیهای زیاد میشن. انگار آدما یه انرژیای دارن که باید هرجور شده مصرفش کنن؛ وقتی کار اجرایی همه اون انرژی رو نگیره، چارهای نیست جز اینکه معطوف حاشیه بشه.
Thursday, November 12, 2009
یکی از مهارتهای مهم زندگی اینه که آدم بدونه تو هر زمانی چه نوع موسیقی باید گوش بده.
Sunday, October 25, 2009
دوستان، عزیزان، و همکاران: کسی که یه لا پیرن تنشه و احساس میکنه سردشه، میتونه یه چیزی روش بپوشه که سردش نشه. کسی که یه تیشرت پرپری تنشه که گرمشه، هیچ کاری نمیتونه بکنه که گرمش نشه. خاموش کنین این سیستم گرمکننده کثافت رو!
Saturday, October 24, 2009
اینا که میگن 124 هزار پیامبر تا حالا فرستاده شده، لیستی، چیزی هم ازشون دارن؟
Monday, October 12, 2009
داشتم لیست برندههای جشنواره رسانههای دیجیتال رو میدیدم که یکی از مواردش که یه "اختراع"بود به شدت نظرم رو جلب کرد: آینهای که میشه با اتصالش به لنز عکس پانورامای 360 درجه گرفت. بعد از یه کم جستجو به این صفحه هم رسیدم که توش این ماجرا رو اختراعی به شماره 42243 از همون آقا، مهدی بیک محمدلو، معرفی میکنه: http://www.parsinvent.com/inventdb/000001mbml/inv1.html و مشکل من با کل این ماجرا اینه که همچین چیزی سالهای ساله که تو دنیا به طور تجاری تولید میشه و خود من هم چند سال پیش با گرفتن مشخصات و طرحش یکی ساختم. اصلا هم کار سختی نبود، آینه رو سفارش دادم به یه کارگاه ساخت لنز و عدسی، با حدود 150 تومن "اختراع" خودم رو تحویل گرفتم!
چند وقت پیش آموزش و پرورش یه جشن برای تقدیر از نویسندههای کتابهای جدید درسی و رونمایی کتابها گرفته بود و امروز هم جشن دومی برگزار شد. به خاطر کتابی که این اواخر برای آموزش و پرورش نوشتم دعوت شدم و یه عالمه سخنرانی گوش دادم. نکته جالبی که تو سخنرانی یکی از مدیران رده بالای آموزش و پرورش بود این بود که تاکید میکرد یکی از مسایلی که تو تالیف کتابهای جدید در نظر گرفتن، رفع کلیشههای تبعیض جنسی بوده! البته قطعا با این اصطلاحاتی که من میگم ماجرا رو نگفت، چون اینها تو کانتکست دیگهای هستن و بار معناییشون فرق میکنه، ولی معنی حرفایی که میزد دقیقا همین بود. خیلی از این بابت خوشحال شدم. کشف و حذف کلیشههای تبعیض جنسی کار خیلی سختیه... اکثرشون به شدت مخفیان. مطمئنن نمیشه به این راحتی تمام کلیشهها رو حذف کرد، ولی شروعِ این کار با کلیشههای واضح و کلی قدمهای اول راهیه که به جاهای بهتری ختم میشه.
Saturday, October 10, 2009
داریوش آشوری اگه تو عمرش کاری نکرده باشه جز ترجمه چنین گفت زرتشت، میشه ادعا کرد که خیلی بیشتر از سهمش به ایران ادای دین کرده؛ ترجمش در حد جادوس... ولی، مسئله اینه که به جز اون کار کارهای خیلی بزرگ دیگهای هم کرده. امروز که داشتم مطلبی رو تو یکی از وبلاگهای همیشگیم میخوندم، آدرس یه مقاله کوتاهِ داریوش آشوری رو پیدا کردم. پیشنهاد میکنم حتما این مقاله رو بخونین. کاملا کاربردیه و سه مطلب مهم نگارشی رو با مثالهای زیاد توضیح میده. اگه این سه مطلب رو تو نوشتن رعایت کنین، متنتون خیلی خیلی بهتر میشه. اگه از من میشنوین این مقاله رو از دست ندین. در ضمن، یادآوری میکنم که داریوش آشوری همیشه اونقدری که تو این مقاله به نظر میاد عصبانی نیست!
Wednesday, October 07, 2009
یه چیزی هست که به هر بیانیه حقوق بشری باید اضافه بشه، همچین هم از آزادی اندیشه و آزادی بیان کمتر نیست! هر انسانی حق دارد که بدون پدرسوختگی، باندبازی، دزدی و دلالی در حدی متوسط پولدار شود و اعتبار و احترام هم کسب کند.
Monday, October 05, 2009
در آرمانشهر نیازی به خبر، خبرگزاری، خبرنگار، شبکه خبری، گوینده اخبار و اینجور چیزا نیست... به خصوص از نوع سیاسیش.
Sunday, October 04, 2009
یکی بود میگفت اگه به جای هر بار تشکر یه دلار بهم داده بودن الان پولدار بودم. خوب بد نیست، خیلی هم خوبه، ولی من ترجیح میدم به جای هر بار که لازم بوده ازم تشکر کنن و نکردن یه دلار بهم بدن تا خیلی پولدارتر باشم.
Monday, September 28, 2009
اون قدیما که تبادل اندیشه سخت بود، اندیشههایی که تبادل میشدن خیلی نابتر از اونیان که الان باید تحملش کنیم... هر روز باید گوگل ریدر رو باز کرد و صدها مطلب جدید رو تو یه چشم به هم زدن رد کرد، به امید دیدن یه خط مطلبی که مزه بده... از همونایی که قدیم با هر روز باز کردن بیست سی تا وبلاگ حداقل یکی دوتاشو میشد پیدا کرد...
ویرایش صدا و تدوین فیلم کار بامزهایه، ولی یه مشکل بزرگ داره: موقع این کار نمیشه موسیقی گوش داد!
Saturday, September 19, 2009
یعنی واقعا آدم باید برای یه برنامهریزی ساده کارهاش تا ده شب صبر کنه که ببینه فردا تعطیله یا پسفردا؟؟؟؟
Sunday, September 13, 2009
هر چیزی بگیر نگیر داره، حتی مردن! یه عدهای به یه دلیل کشته میشن، یکیشون معروف میشه و تبدیل میشه به سمبل، اونای دیگه هیچی... حتی ممکنه ننه بابای بعضیاشونم هنوز ندونن که بچهشون مرده... آره، بگیر نگیر داره...
Wednesday, September 09, 2009
داشتم تو سایت خانه کتاب میگشتم و آمارهای نشر رو مرور میکردم؛ این اطلاعات رو در مورد میانگین تیراژ کتابها استخراج کردم: سالهای 73 تا 82: حدود 5200 نسخه سالهای 83 تا 87: حدود 4100 نسخه سال 88: حدود 3000 نسخه
Sunday, August 23, 2009
همیشه از این گرایشهای التقاطی پستمدرن بدم میومده. این مدت اخیر پتانسیل این ماجرا خیلی بیشتر شده؛ از جنبه غالبِ معترضینِ به انتخاب گرفته تا خودِ احمدینژاد و حتی اوباما، همه و همه به این سمت حرکت کردن! نگرانم...
فرا رسیدن ماه اعتصاب غذا رو به همه اعتصابکنندهها تبریک میگم!
Saturday, August 22, 2009
اینجا هر فرد حریمی خصوصی داره که در اون کاملا امنه و آزادی داره؛ هیچ کس هم مجاز نیست که به حریم خصوصی دیگران تجاوز کنه. البته مشخصه که هر جایی حریم خصوصی نیست؛ حریم خصوصی خلاصه میشه در قبر.
Tuesday, August 11, 2009
دارم از زور خواب میمیرم، فردا هم 7 صبح جلسه دارم. دلم نمیاد برم بخوابم، احساس میکنم اگه الان برم بخوابم که هم خستگیم در بره و هم فردا صبح راحتتر بتونم بلند شم، اسیر روزمرگی شدم.
Sunday, August 09, 2009
حالا ممکنه بگین فرافکنیه، چه اشکالی داره؛ من فقط دلم میخواد این هم در نظر گرفته بشه که پشتش به شبهه-استدلاله. اینی که میگم شبهه-استدلاله و نمیگم مثلا استدلاله یا سنده یا مدرکه یا اثباته یا اینطور چیزا هم دلیلش این نیست که ضعیفتر از اوناییه که مردم میگن اینطوریه، اینه که من تو نسبت دادن این چیزا سختگیر ترم. ااااه، خسته شدم، میرم میخوابم، بعدا درباره اون چیزی که ممکنه بگین فرافکنیه و من نمیگم که نگین فرافکنیه و فقط میخوام تاکید کنم و شما قبول کنین که پشتش یه شبهه-استدلاله صحبت میکنم.
Sunday, August 02, 2009
همه دیر یا زود فیلتر میشوند...
Thursday, July 30, 2009
آره، خیلی کارا از رو ترسه. حالا یه سریهاش از رو ترسه، یه سریش از ترسِ ترسیدن. به هر حال ترسه... ترس....
|