aaablog@sent.as
خواب دیدم که با دوستای نزدیک قدیمیم دور همیم و خوش میگذرونیم. همون توی خواب که بودم به این فکر افتادم که چرا دیگه به اندازه قدیم همدیگه رو نمیبینیم وقتی انقدر خوش میگذره. کمی بعدش بیدار شدم و برای چند ثانیه همون سوال تو ذهنم بود، تا اینکه مغزم بیدار شد و یادم افتاد دلیلش اینه که هرکدوممون یه ور دنیاییم. یه کم که گذشت یادم افتاد که بین افکارمون هم یه دنیا فاصله افتاده. حالا نمیدونم اون هم بازتابی از فاصله فیزیکیمونه یا نیروی اعجابانگیز پنهانی در کار بوده. شاید هم تفاوته همیشه بوده، فقط فضای اجتماعی و سیاسی خاصی رو لازم داشته که اون رو چند صد برابر کنه و بیاره جلوی چشممون.
نوع زیبایی از استدلال که امروزه بین سلطنتطلبان فراوان دیده میشه:
الف: دوست داری سکته کنی بمیری؟
ب: نه!
الف: باورم نمیشه دوست داری سرطان بگیری بمیری!
اسرايیل میتونست کشور خوبی باشه، ولی مشکلش اینه که توش نازی خیلی زیاده.
تا جایی که یادمه ماجرا همیشه اینطوری بود که اکثر آدما اهل کتاب خوندن نبودن و از این بابت کمی تا قسمتی خجالت میکشیدن. حداقل بهش افتخار نمیکردن. الان تو صحبتهای بعضی مدافعهای بمبهای آزادیبخش میبینم که رسما از «کتابخون» به عنوان فحش استفاده میکنن!
دارم تصور میکنم اگه روزی به نتیجه برسن... «بامداد امروز، فلان بهمانی در دادگاه انقلاب به جرم خواندن ۷۵۳ کتاب، گوش دادن به ۳۲ کتاب صوتی، و تالیف ۶ کتاب، به اعدام محکوم شد. طبق رای قاضی دادگاه انقلاب، برای اطمینان، پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، و فرزاندان وی نیز همراهش اعدام خواهند شد تا از شیوع هرچه بیشتر اینگونه رفتارهای ضدانقلاب اجتناب شود. جاوید بمب!»
بعضی از ویدیوهایی که ایرانیهایی در حمایت از بمباران ایران ساختن رو وقتی میبینم شک میکنم که طرف واقعا به این ماجرا اعتقاد داره و ازش داره حمایت میکنه یا اینکه بهش اعتقاد نداره و داره کسایی که ازش حمایت میکنن رو دست میندازه.
لطفا بعد از اینکه درستی موضع سیاسی خودتون رو با دلایل فراوان توضیح دادین سیفون کشیدن رو فراموش نکنین.
الان سه گروه ایرانی وجود داره:
۱. اونایی که طرفدار جمهوری اسلامیان
۲. اونایی که طرفدار رضا پهلویان
۳. اونایی که در فرصتهای بعدی دیوانه بودنشون رو اثبات خواهند کرد
عزیزان بمبطلب... ببخشید، منظورم بمبخواه بود. عزیزان بمبخواه، لطفا در نظر داشته باشین که چیزی که دنبالش هستین «آزاد شدن از جمهوری اسلامی» هست و نه «آزادی». این دوتا خیلی با هم فرق دارن.
یه عمر جمهوری اسلامی نصف استدلالایی که میکرد «ما شهید دادیم، پس...» بود.
فاشیسم از رگ گردن به شما نزدیکتر است.
خیلی از استدلالهایی که این روزها میشنوم شکلهای مختلف اینن: جمهوری اسلامی خیلی ایرانی کشته، پس چرا بقیه ایرانی نکشن؟
منتظرم هر لحظه با تپش قلب بالا از خواب بپرم و بفهمم که همه این مزخرفات خواب و خیال بوده. اولش یه نفس راحت میکشم که واقعیت نداشتن، بعدش سریع میرم دکتر، چون یه آدم سالم نباید چنین خوابهایی ببینه.
آدمیزاد اصولا تمایل داره ایده و آدم مخالف رو نبینه. این «سوشال مدیا» هم به طور سیستماتیک طوری طراحی شده که آدما بیشتر چیزهایی که دوست دارن رو ببینن. نتیجه این میشه که هر کسی فکر میکنه عقیدهش اکثریت مطلق رو داره و خیالش از درستیش محکمتر میشه.
از دیو و دد و آفتابپرست و تخته سهلا و برگ خشکی که با هر بادی میره اینور اونور ملولم و انسانم آرزوست.
همه ما از یه سری چیزای کوچیک و بزرگ بیزاریم. تو آدمایی که همه عمرشون از یه رژیم تمامیتخواه زورگو رنج برده باشن یه بیزاری بزرگ شکل میگیره، بزرگتر از هر بیزاری دیگهای: برای بعضیا بالاترین بیزاری از اون رژیمه، برای بعضیای دیگه از تمامیتخواهی و زورگویی.
یادمه قدیما یه چیزی شنیده بودم که احتمالا فقط جکی بیمزه بوده و نه داستانی واقعی: اینکه وقتی داشتن تو ایران فامیلی برای آدما انتخاب میکردن، یه علی آقایی بوده که مامور ثبت احوال رو خیلی شاکی میکنه و اون مامور هم فامیلی طرف رو میذاره «مادرقحبه». خلاصه اینکه جناب «علی مادرقحبه» یه مدتی به همین ترتیب زندگی میکنه و بعد میبینه که نمیشه. میره اداره ثبت و میگه که میخواد اسمش عوض بشه. اولش بهش میگن که، «نه، نمیشه»، ولی بعد که میفهمن اسمش چیه، میگن که «آره، حتما. حالا اسمت چی میخوای باشه؟» اونم جواب میده «محمد مادرقحبه». این داستان اون گروه اوله.
جونم رو به خطر میندازم که این رو گوشزد کنم: وقتی چیزهایی که تو اینستاگرام میبینین رو تو استوری اکانت پرایوت خودتون بازنشر میکنین تبدیل به فعال سیاسی جان بر کف نشدین.
نمیدونم این رو جایی خوندم یا خودم گفتم:
«آیا خدایی وجود داره؟ با این دنیایی که ما داریم بهتره وجود نداشته باشه، چون اگه وجود داشته باشه فقط یه دیوانه زنجیری میتونه باشه.»
اون اکثریت نابخردِ حال به هم زنِ اعصاب خوردکنی که همیشه وجود داشته و خواهد داشت، الان خیلی خوشحاله چون احساس میکنه هوش مصنوعی کمبودهاشو جبران میکنه. کاش میکرد. اتفاقی که افتاده اینه که این چتدرپیتیها دارن از اون ابلهها چیز یاد میگیرن، چون اکثریت رو دارن، و عملا اون چیزی که قرار بود هوش مصنوعی باشه داره میشه بلاهت مصنوعی.
تو این روزهایی که اسرائیل داره به ایران حمله میکنه و همراه با تمام حاشیههاش، بیشتر از هر موقع دیگهای سخت میشه که آدم گه بودن این دنیا رو انکار کنه.
«بیگانگی» همیشه برام بوده. نه به وجود اومده و نه از بین رفته، فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل شده.