aaablog@sent.as
تا جایی که یادمه ماجرا همیشه اینطوری بود که اکثر آدما اهل کتاب خوندن نبودن و از این بابت کمی تا قسمتی خجالت میکشیدن. حداقل بهش افتخار نمیکردن. الان تو صحبتهای بعضی مدافعهای بمبهای آزادیبخش میبینم که رسما از «کتابخون» به عنوان فحش استفاده میکنن!
دارم تصور میکنم اگه روزی به نتیجه برسن... «بامداد امروز، فلان بهمانی در دادگاه انقلاب به جرم خواندن ۷۵۳ کتاب، گوش دادن به ۳۲ کتاب صوتی، و تالیف ۶ کتاب، به اعدام محکوم شد. طبق رای قاضی دادگاه انقلاب، برای اطمینان، پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، و فرزاندان وی نیز همراهش اعدام خواهند شد تا از شیوع هرچه بیشتر اینگونه رفتارهای ضدانقلاب اجتناب شود. جاوید بمب!»
بعضی از ویدیوهایی که ایرانیهایی در حمایت از بمباران ایران ساختن رو وقتی میبینم شک میکنم که طرف واقعا به این ماجرا اعتقاد داره و ازش داره حمایت میکنه یا اینکه بهش اعتقاد نداره و داره کسایی که ازش حمایت میکنن رو دست میندازه.
لطفا بعد از اینکه درستی موضع سیاسی خودتون رو با دلایل فراوان توضیح دادین سیفون کشیدن رو فراموش نکنین.
الان سه گروه ایرانی وجود داره:
۱. اونایی که طرفدار جمهوری اسلامیان
۲. اونایی که طرفدار رضا پهلویان
۳. اونایی که در فرصتهای بعدی دیوانه بودنشون رو اثبات خواهند کرد
عزیزان بمبطلب... ببخشید، منظورم بمبخواه بود. عزیزان بمبخواه، لطفا در نظر داشته باشین که چیزی که دنبالش هستین «آزاد شدن از جمهوری اسلامی» هست و نه «آزادی». این دوتا خیلی با هم فرق دارن.
یه عمر جمهوری اسلامی نصف استدلالایی که میکرد «ما شهید دادیم، پس...» بود.
فاشیسم از رگ گردن به شما نزدیکتر است.
خیلی از استدلالهایی که این روزها میشنوم شکلهای مختلف اینن: جمهوری اسلامی خیلی ایرانی کشته، پس چرا بقیه ایرانی نکشن؟
منتظرم هر لحظه با تپش قلب بالا از خواب بپرم و بفهمم که همه این مزخرفات خواب و خیال بوده. اولش یه نفس راحت میکشم که واقعیت نداشتن، بعدش سریع میرم دکتر، چون یه آدم سالم نباید چنین خوابهایی ببینه.