Sunday, May 03, 2009
چرا تو فیس‌بوک نیستم

من به فضاهایی مثل BBS و اینترنت می‌گم فضای دوم. بعضی‌ها بهش می‌گن فضای مجازی، و من از این اصطلاح خوشم نمیاد.

من به فضایی که اصطلاحا بهش می‌گن فضای واقعی، می‌گم فضای اول، و روی این انتخابم تاکید می‌کنم.

اگه من تا الان فقط می‌تونستم تو فضای اول زندگی کرده باشم، زندگیم خیلی فرق می‌کرد؛ از خیلی نظرها اونطوری که دلم می‌خواست نمی‌تونستم باشم. فضای دوم برای من محیط خیلی بهتری بود، و جالب اینه که بعضی چیزها رو به فضای اول هم سرایت داد و باعث شد زندگی من در فضای اول دگرگون بشه.

این‌که چرا همچین چیزی می‌گم، این‌که چرا اعتقاد دارم فضای دوم چنین نیروی عجیبی داره، توضیح مفصلی می‌خواد. کسایی که اهل BBS بودن خیلی خوب منظورمو می‌فهمن. اینترنت هم ویژگی‌های BBS رو می‌تونه داشته باشه، ولی متاسفانه از این نظر روز به روز ضعیف‌تر می‌شه و این از نظر من دو دلیل داره:

1. همه‌گیر شدن فضا.

2. وجود زیر-فضاهایی مثل فیس‌بوک.

اولی به بحث مربوط نمی‌شه. در مورد دومی، مشکلی که وجود داره اینه که چیزایی مثل فیس‌بوک با اساسِ فضای دوم تناقض دارن و پدیده‌هایی هستن که کاملا در فضای اول معنی دارن، رواج دارن و حتی تعریف شدن. ورود اون‌ها به فضای دوم باعث ضعفش می‌شه. هویت‌های فضای دوم، که عامل اصلی ایجاد دگرگونی‌هایی که می‌گم هست، چیزیه که هیچ سنخیتی با هویت فضای اول نداره. هویت فضای دوم نباید جنسیت داشته باشه، نباید سن داشته باشه، نباید شغل داشته باشه، نباید چهره داشته باشه، نباید دور کمر و سایز لباس زیر و رنگ مورد علاقه و آدرس خونه و لیست کامل دوست و آشنا و فامیل و جد و آبا و هزار کوفت دیگه داشته باشه؛ وقتی هیچکدوم این‌ها رو نداشته باشه، اونوقته که می‌تونه معنای فضای دومی داشته باشه؛ هویتی که با معیارهای فضای اول قابل درک و تعریف نیست. هویتی که در نهایت منجر به تحول می‌شه.

به این خاطره که نمیام تو فیس‌بوک.

ادامه ماجرا...