Monday, October 17, 2005
من همیشه گفتم که حقوق افراد چیزی نیست که یه جایی اون بیرون وجود داشته باشه، مثلا در آسمون ها تعیین شده باشه یا در هسته ی زمین قرار گرفته باشه. چیزی که مردم حقوق خودشون میدوننش و معمولا برای رسیدن بهش به شکل های مختلف مبارزه هم می کنن، تماما توسط مراجع قدرت تعیین می شه. حالا این مرجع قدرت می تونه حکومت، مذهب، کتاب های نوشته شده توسط روشنفکرها یا هر چیز دیگه ای باشه.
یه نمونه ی خوبش حقیه که اکثریت قریب به اتفاق کسایی که روزه می گیرن برای خودشون قایلن: اینکه وقتی به خاطر عقاید خودشون میخواد وقتی خورشید تو آسمونه چیزی نخورن این رو حق خودشون می دونن که کسای دیگه ای که چنین اعتقادی ندارن هم چیزی نخورن. خوب، چطوری شده که این انتظار عجیب غریب رو جزو حقوق خودشون می دونن؟ مشخصه، چون حکومت یا برخی منابع قدرت دیگه اینطوری بهشون یاد داده.
به همین ترتیب میشه کاری کرد که آدما احساس کنن حقشونه که وقتی تو خیابون راه میرن و دماغشون رو میگیرن هرکی که نزدیکشون باشه سرشو بخارونه. بعد هم میتونن به خاطر این حقشون مبارزه کنن و ...
ادامه ماجرا...