aaab

aaablog@sent.as

چهارشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۱
دیروز رفتم موزه. افتتاحیه ی نمایشگاه کانسپچوآل بود. وقتی رسیدم ساعت پنج و پنج دقیقه بود، و قرار بود افتتاحیه ساعت پنج باشه، با این حال هنوز درها رو باز نکرده بودن. جمعیت خیلی خیلی زیادی دور و بر موزه بود، خیلی زیاد؛ انقدر که رهگذرهای دیگه تعجب میکردن. البته منظورم رهگذرهاییه که از اونور خیابون میرفتن، چون اینور دیگه جایی برای عبور نبود.
من هم که به شلوغی خیلی حساسم و هیاهو دیوونم میکنه، قید نمایشگاه رو زدم و برگشتم، و باز هم به این نتیجه رسیدم که افتتاحیه ی هیچ نمایشگاهی نرم، حتا اگه نمایشگاه خودم باشه. این دفعه هم چون کارت دعوت داشتم هول شدم رفتم، وگرنه نمیخواستم برم.
رفتم انقلاب و یه کتاب کمیاب که لازم داشتم گیر آوردم و خریدم. الان که داشتم میخوندمش فهمیدم که 14 صفحه از 94 رو نداره ):
ادامه ماجرا...