aaab

aaablog@sent.as

جمعه، تیر ۱۹، ۱۴۰۵
رویا

خواب دیدم که با دوستای نزدیک قدیمیم دور همیم و خوش می‌گذرونیم. همون توی خواب که بودم به این فکر افتادم که چرا دیگه به اندازه قدیم همدیگه رو نمی‌بینیم وقتی انقدر خوش می‌گذره. کمی بعدش بیدار شدم و برای چند ثانیه همون سوال تو ذهنم بود، تا این‌که مغزم بیدار شد و یادم افتاد دلیلش اینه که هرکدوممون یه ور دنیاییم. یه کم که گذشت یادم افتاد که بین افکارمون هم یه دنیا فاصله افتاده. حالا نمی‌دونم اون هم بازتابی از فاصله فیزیکیمونه یا نیروی اعجاب‌انگیز پنهانی در کار بوده. شاید هم تفاوته همیشه بوده، فقط فضای اجتماعی و سیاسی خاصی رو لازم داشته که اون رو چند صد برابر کنه و بیاره جلوی چشممون.