Monday, December 24, 2007
خیلی دور...

زندگی "الان" داره انجام می‌شه... آینده به خودی خود معنی نداره، مگر اون قسمتیش که به امید "الان" شدن تو ذهن مزه می‌کنه.
هر چیز دلپذیری، مقداری از این تعلیق رو می‌تونه توجیه کنه؛ اگه مدت زمان لازم برای رسیدن به اون چیز از حدی بیشتر بشه، دیگه معنایی نداره. من حتا اگه مطمئن هم باشم که ده سال دیگه می‌تونم فلان چیز رو داشته باشم، باز هم برام با نداشتنش فرق چندانی نداره، مگر این‌که فلان چیز، ظرفیت معنا دادن به این تعلیق رو داشته باشه. شاید بتونه ظرفیت ده سال رو داشته باشه، ولی بیست سال؟
اون جونوری که بیست سال دیگه با اسم من داره زندگی می‌کنه من نیستم... بره به درک... "من" می‌خوام زندگی کنم؛ یعنی الان... یعنی هفته دیگه... یعنی یه ماه دیگه...

ادامه ماجرا...