Thursday, May 18, 2006
از وقتی اپیکتتوس رفته سر کار (یه پست دولتی از مارکوس گرفته) دیگه همدیگه رو نمیدیدیم و فقط گاهی تلفنی حرف می زدیم. دیروز اومد پیشم و سه چهار ساعت حرف زدیم. موضوع صحبت یکی وضعیت اون بود که ناراضی بود و یکی خواسته های من از دنیا.
در مورد اول به این نتیجه رسیدیم که این کار به دردش نمی خوره. امروز صبح استعفا داد و می خواد از این به بعد فقط کتاب بنویسه. در مورد موضوع من هم به نتیجه ای نرسیدیم و گذشتیمش برای جلسه ی بعد.
ادامه ماجرا...