Tuesday, March 20, 2007
فکر کنم پریروز بود... در زمان مشاهده یک رویداد ساده و کمابیش تکراری، متوجه یکی از اسرار هستی شدم:
یه فرق مهم من با خیلی آدما -فرقی که باعث می شه بعضی چیزهایی که بقیه دارن رو نداشته باشم- اینه که مرزهایی که برای مسایل در نظر می گیرم خیلی با بقیه فرق می کنه. وارد خیلی چیزها نمی شم، مگر این که بخوام و بدونم که می تونم توش خیلی جلو برم. از نظر مشاهده کننده خارجی می تونه به شکل افراطی بودن جلوه کنه. خیلی وقته که فهمیدم مشکل کمال گرایی دارم و سعی کردم تعدیلش کنم... ولی مرزها... برخورد من با زندگی از این نظر کمی با چیزی که بین اکثر مردم متداوله فرق می کنه.

در عین حال، امروز داشتم به این فکر می کردم که خیلی چیزهای خوبی که تو زندگیم دارم رو هم دقیقا به همین خاطر به دست آوردم.
Thursday, March 08, 2007
وقتي نمي‌توني با همه دنيا بجنگي، يه راه حل خوب داري: اينكه با همه دنيا نجنگي.