Thursday, February 24, 2005
در آستانه ی یکی از بزرگترین کنف شدن های عمرم قرار دارم!
اگه این روند منجر به کنفی نشه خیلی خوشحال میشم و اگه بشه ...
Tuesday, February 22, 2005
یه نفر رو کشتن.
باید با ترافیک تهران همونطوری برخورد کرد که آمریکاییه توصیه میکنه: اگه دارن بهت تجاوز میکنن حداقل سعی کن لذت ببری!
Friday, February 18, 2005
این مدت که درگیر پایان نامم و این دوتا کتاب کامپیوتری بودم کاملا از فضای هنری دور بودم. نه به گالریها سر زدم، نه اخبار رو پیگیری کردم و نه حتا برای خودم عکس گرفتم.

دیروز مجله ی تازه تاسیس "عکاسی خلاق" رو گفتم. الان که ورقش میزدم و بعد از مدت ها فضای هنری رو حس میکردم این تو ذهنم میگشت:

هنر در اینجا زور زدن برای پیدا کردن چیزیست در جایی که هیچ چیز وجود ندارد.
به کسایی که قصد دارن در این شب ها عرق خوری کنن شدیدا توصیه میشه محل سکونت خودشون رو به برق گیر و چاه ارت مجهز کنن.
Tuesday, February 15, 2005
امروز همکارم چیز جالبی میگفت...
میگفت اگه اینایی که تو مسجد آتیش گرفتن و مردن موقع عرق خوری این بلا سرشون اومده بود الان پدر مارو در میاوردن بس که میگفت "اینا تو محرم عرق خوردن خدا حالشونو گرفت"!
Sunday, February 13, 2005
بعضیها هستن که همیشه احساس میکنم "شخصیتی" رو دارن تصور میکنن و سعی میکنن خودشون رو بهش نزدیک کنن. در عوض بعضیهای دیگه هم هستن که فکر میکنم اصلا ندونن "شخصیت" چی هست و فقط زندگیشونو میکنن.
Friday, February 11, 2005
خودخواهی بعضی آدما فقط خودخواهیه.
خودخواهی بعضی دیگه ترکیبیه با بی شعوری.
چیزی که مردم درباره ی درستی، و به طور خاص تر حق و حقوق میگن، هیچی نیست جز راه های مختلفی برای حفظ منافع خودشون. چون نیروی فرد در برابر جمع خیلی کمه، آدما به این سمت میرن که منافع خودشون رو از طریق قرار گرفتن در یک جمع و تلاش برای منافع اون جمع به دست بیارن، که باز هم شکل دیگه ای از همون خودخواهی اولیه ست.

اگه منافع نبودن، ایده ی حقیقت در ذهن افراد شکل نمیگرفت؛ و اگه چنین ایده ای وجود نداشت، فرمانروایی، فلسفه و خیلی چیزهای دیگه هم به وجود نمی اومدن.
Thursday, February 10, 2005
دخترایی که موقع گیر کردن ماشین یه گوشه می ایستن تا آقایونی که همراهشون بودن ماشین رو هل بدن یا مردای دیگه ایکه از اون اطراف رد میشن این کار رو بکنن باید به یاد داشته باشن که حق ندارن بعدا دم از برابری بزنن.

مشکل بزرگ زنها و دخترهایی که دم از برابری حقوق میزنن اینه که حاضر نیستن امتیازهایی که در سیستم سنتی بهشون داده میشه رو از دست بدن، ولی دلشون میخواد امتیازهایی که به تناظر اونها ازشون گرفته شده رو پس بگیرن؛ این در حالیه که تبعیض جنسی هردو جنبه ی این ماجراس و نمیشه یکی از اونها رو داشت و دیگری رو نابود کرد.

جنبه ی دیگه ی ماجرا اینه که یک زن اگه طرفدار برابری حقوق باشه و بخواد امتیازهایی که میتونه از کانال تبعیض جنسی به دست بیاره رو خودخواسته از دست بده، با توجه به اینکه نمیتونه قسمت خیلی بزرگی از حقوقی که وجود نداره و هدفش هست رو به دست بیاره، عملا وارد معادله ی نابرابری شده که در نهایت به ضررش تموم میشه. این کار عملا قربانی شدن برای آیندگانه. آیا کسی که تنها یک بار میخواهد زندگی کنه میتونه انقدر برای اهدافش هزینه کنه؟
Thursday, February 03, 2005
احتمالا وبلاگم تا 25 روز دیگه مثل این یکی دو ماه به ندرت آپدیت میشه، و احتمالا بعد از اون دوباره مثل گذشته های دور زیاد توش مینویسم...